فشار مکش درسلول گیاهی

درنتیجه کارهای پیفر و وریس در طول سی سال گذشته در قرن نوزدهم معلوم شد که واکوئلها سیستمی از یک محلول شامل ماده ی فعال تراوشی (شیره سلول گیاهی) هستند که توسط یک غشای نیمه تراوادر میان گرفته شده اند و نسبت به اب تراواهستند اما نسبت به محلولهای موجوددر شیره گیاهی سلول غیر قابل تراوا است. سلول توسط یک پوشش سلولزی قابل ارتجاع یعنی دیواره ی سلولی  احاطه شده، با فرض اینکه هم نسبت به آب وهم نسبت به ماده غیر محلول تراوا است وقتی چنین سیستمی در آب فرو برده می شود انتظار می رود که اب وارد سلول خواهد شد. در واقع فشار اسمزی شیره گیاهی سلول باید به افزایش فشار هیدروستاتیک و در نتیجه طویل شدن دیواه منتج شود. واین قابلیت ارتجاع باعث اعمال کردن فشار بی واسطه روی محتوا و ظرفیت سلول می گردد.

در هر حال در هر زمانی یک فشار وجود دارد فشار اسمزی که به ترابری آب در سلولها منجر می شود و فشار جزئ ترکیبی بی واسطه اي که توسط دیواره اعمال می شود ومنجر به فشرده شدن محتوای سلول و خروج آب به بیرون می شود. فشار هیدروستاتیک آب در سلول فشار تورژسانس نامیده می شود که این فشار باید در جهت مخالف و برابر فشاراسمزی باشد. فشار ویژه ورود آب به سلول هنگامی که سلول توسط آب احاطه شده است به این طریق محاسبه می شود: (فشار اسمزی شیره واکوئلی- فشاردیواره) البته فشار اسمزی می تواند متفاوت باشد.زمانی که این دوفشار با هم برابر شد سلو ل از آب اشباع می شود. بهتر است اصطلاح فشاراسمزی را زمانی به کار ببریم که یک محلول آب خالص توسط یک غشای نیمه تراوا جدا می شود بنابراین باید اصطلاحی داشته باشیم که بر فشار ویژه ورود آب به داخل سلول زمانی که سلول در آب خالص فرو برده می شود دلالت کند که برای این کمیت یوراسپرانگ وبلوم درسال 1916 اصطلاح نیروی مکش را به کار گرفتند و آنرا منتشر کردند.

موضوع اصلی آنست که این کمیت فشاراست و نه نیرو، و با نیروی اسمزی مساوي فرض شده است .امروزه برای این کمیت اصطلاح نیروی جذب آب راپیشنهاد کرده اند .این اصطلاح چندان درست نیست. با این وجود از طرف نویسندگان اروپایی تمایلی وجود دارد تا اين اصطلاح را بپذیرند .بر اساس نظر یکی ازدانشمندان معادله ای ارائه شده است که این کمیت به عنوان یک کشش سطحی (نیرویی به ازای واحدطول) مشخص می شود و این کشش سطحی با مقداری که به عنوان فشار (نیرویی به ازای واحد سطح ) تعیین می شود، مساوی است. این فشار کمتر از مقداری است که به عنوان نیرو (کار به ازای واحد زمان)تعیین می گردد. برای جلوگیری ازاین امر خلاف قاعده در نامگذاری کمیت فوق که قبلا"به عنوان نیرو توصیف شده بود اما در واقع فشار است اصطلاح   فشار مکش پیشنهاد شد که یک توصیف صحیح ازاین کمیت است .

گرداورندگان:فريبا بدرزاده –زهراالسادات ابطحي-سميه چراغي